زبان حال اصوات معلق
من ماندم اُ این جماعت چُرت
خمارهای هوش و حافظه
وَ تو
که با سزارین از رحِم بیرون آمدی
ــــ شهریاری جهان، از آنِ تو نیست
من ماندم اُ این تکثرایرانی
چه کنم ؟
چه کنم با این دخترِ چشم، که خیلی ترسوست!
و مردِ دهان، که خیلی قرص است!!
چه کنم با انگشتری که خاتم اَش ، فیروزه ای ست.
بلاگردان بواسحاق تو!
چه کنم با خودم و تو که در من اید
که سیاوش ایم، در خون و تعزیه
کِیخسرویی میان مه ای غلیظ
چه کنم با جمشید بی تخت و جام
سردرگم سرزمین مادری
{مکث، مکثی عمیق، عبور از تنفس عمیق!}
شبدیزم با تبارگشتاسب
سم کوبان ِ یخ های سیبری
وذوالجناحی به مقصد ایرانویج
بابک اَم، زندیق
قرمطی ِ خلیفه ی بغداد
و کوروش،
متهم به نقض حقوق بشر...
من ماندم اُ این من های درون خودم
ناگهان شلیک می شود
اول به من ِ آسمانی اَم
و بعد به کت و شلوار روی رخت آویز
و حالا به دلِ اَم
که برای آسمانِ اصفهان تنگ است
و دوباره شلیک! به دو بال شکسته ی" باز"
به اسب خیال که سفید است
خیال ایرانی همیشه سفید است
ـــــــ یا کاشف الطف الخفی!
لطف اَت مستدام در سرزمین مادری
تا، دوباره بال بگشاید آن پرنده ی «باز»
ـ سایه گستر و پهنـ
روی دو کتفِ شکسته ی تاریخ
صادق کریمی 5/4/87 اهواز
|
بررسي اسطوره در شعر فارسي (معاصر), / نقيب تقوي؛ به راهنمايي: انزابينژاد. | |
ادامه مطلب
ادامه مطلب
آیا شعرها ی اینان با شعرمیتراییک نسبتی دارد!!!!؟؟؟؟؟؟
گوشه هایی ازیک شعری از:کاظم کریمیان
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
۰۰۰۰
ادامه مطلب
بدینوسیله هم اندیشی و اعلام حضور آقای بهزادخواجات با
رویکرد تاریخی +فلسفی+طنزگروتسک................+سینما.
و خانم ثریاداوودی حموله بارویکرد فولکلوریک -
حماسی+ نوستالژیک+.................تغزل را
به عرصه شعرمیتراییک تبریک می گوییم
پس با هم ۲شعر ازاین عزیزان را می خوانیم :
1
ببخشید که لیوان یک بار مصرف
همان اسکندر است
که پایش به خود گیر کرده
و وقتی که این مسئله حل شد
اندام جدیدش را
معرفی خواهد کرد .
2.......
۳-...
4 عجیب است که او شکل خود است
و با این که آریایی است
چهره ی مفرغی اش را پنهان نمی کند .
آیا باید بترسم
از این موج های پیاپی
که از کوزه های شکسته نازل می شود ؟
آیا عجیب نیست
که سلطان صاحبقران مانده است
و خرش نه ؟
نوشته شده توسط بهزاد خواجات در چهارشنبه 15/3/1387 و ساعت 9:4 صبح
*تخت جمشید
اسبان بي سوار
به اندوه جهان برمي گردند
آيا سهم تو از ماديان تاريخ
دوباره يك شيهه خواهد بود؟
سكوت مي كني
و جهان تصوير ما را از آيینه ها بر مي دارد
و مرگ را به نشاني ما پست مي كند
ما هنوز
دموكراسي را از راست به چپ مي نويسيم
که رنج آب و علف را فراموش كنيم
تا ساعت از صداي سين عقربه دارد
و تقويم پر از خواب هاي سنگين ماست
جهان به شكل گورهاي مجهول مي سوزد
ماه با پيراهني پاره
از ميان مردگان بي خاطره مي گذرد
نه اسب نه اصل
ما از آسمان افتاده ايم
تنها گريه ها بر ويرانه ها ايستاده اند
مگر چند خورشيد از گيسوان تو گذشته است ؟
اينهمه قناري
اززردسالي ماست
ما كه گلخند كودكان
از پنجره ها مان گريخت و
نمرديم
از آن همه بهار
حرفي براي گريه نمانده
حروف نام ما را بر اين مقبره ها ميخ كند
تاريخ خروس پيري ست
كه نه صبح گنجشك را نعل كرد و
نه عصر كلاغ را...
مگر اسب هاي پير به كيفر تاريخ جوان شوند...
ثریا داودی
ثریا داودی حموله
پیش در آمد:
وجه تسمیه میترائیزم:
1- برخی از اقتضائات اجتماعی، فرهنگی و ...
2-اقتضائات ادبی و افقهای شعر امروز:..............
برجستگی نمودهای عینی – اجتماعی
برجسته سازی عنصر ایرانی و سایر مولفه های ایرانیزه شده در شعر امروز.
موسیقی و ضرباهنگ
محتوا و موتیف.
طنز
تاریخ
اسطوره پردازی-اسطوره زدایی-اسطوره زدگی
ارجاعات و چالشهای بینامتنی
پرداختن به مقوله زبان .
-نکته پایانی................................
............
ادامه مطلب
شعر شهريار شهرياري ، وجه فلسفي شعر ميتراييك ، شعر رضا بختياري اصل وجه طنز شعر اين جنبش ، شعر صادق كريمي ، با برجسته سازي وجوه تاريخ كهن و اسطوره و نقد اجتماعي ، شعر اميد حلالي با پرداختن به اسطوره ، آيين ، كالبد شكافي بخش جنايي تاريخ معاصر و
ادامه مطلب
| |||
|
|
« شعر ميترا ییک» به قلم : سیروس رادمنش
عکسی اسطوره ای -فضایی قدسی -دوستی ازسرعشق به شعرو شعور-1383-منزل صادق کریمی
ادامه مطلب


